اَلعِلمُ اَصلُ كُلِّ خَيرٍ، اَلجَهلُ اَصلُ كُلِّ شَرٍّ؛
دانايى، ريشه همه خوبىها و نادانى ريشه همه بدىهاست.
(غررالحكم، ح 818 و 819)
اَلعِلمُ اَصلُ كُلِّ خَيرٍ، اَلجَهلُ اَصلُ كُلِّ شَرٍّ؛
دانايى، ريشه همه خوبىها و نادانى ريشه همه بدىهاست.
(غررالحكم، ح 818 و 819)
خَيرُ شَبابِكُم مَن تَشَبَّهَ بِكُهولِكُم وَ شَرُّ كُهولِكُم مَن تَشَبَّهَ بِشَبابِكُم؛
بهترين جوانان شما، جوانى است كه خود را شبيه ميانسالان كند و بدترين ميانسالان شما، كسى است كه خود را شبيه جوانان كند.
(مشكاة الأنوار، ص 297)
اَلعَجزُ مَعَ لُزومِ الخَيرِ خَيرٌ مِنَ القُدرَةِ مَعَ رُكوبِ الشَّرِّ؛
ناتوانىِ همراه با خير بهتر از توانمندىِ در خدمت شر است.
(غررالحكم، ح1973)
اِنَّ اللّهَ تعالى اَنزَلَ كِتابا هاديا بَيَّنَ فيهِ الخَيرَ وَ الشَّرَّ، فَخُذوا نَهجَ الخَيرِ تَهتَدوا وَ اَصدِفوا عَن سَمتِ الشَّرِّ تَقصِدوا؛
خداى تعالى كتابى راهنما فرستاد و در آن خوب و بد را روشن ساخت. پس راه خوبى را پيش گيريد تا هدايت شويد و از راه بدى دورى جوييد تا به مقصد برسيد.
(نهج البلاغه، خطبه 167)
قارِن اَهلَ الخَيرِ تَكُن مِنهُم وَ بايِن اَهلَ الشَّرِّ تَبِن عَنهُم؛
با خوبان معاشرت كن تا از آنان باشى و از بدان دورى كن تا از آنان نباشى.
(نهج البلاغه، نامه 31)
فاعِلُ الخَيرِ خَيرٌ مِنهُ وَ فاعِلُ الشَّرِّ شَرٌّ مِنهُ؛
خوبى كننده بهتر از خودِ خوبى و بدى كننده بدتر از خودِ بدى است.
(نهج البلاغه، حكمت 32)
خَيرُ بَيتٍ فِى المُسلِمينَ بَيتٌ فيهِ يَتيمٌ يُحسَنُ اِلَيهِ وَ شَرُّ بَيتٍ فِى المُسلِمينَ بَيتٌ فيهِ يَتيمٌ يُساءُ إلَيهِ اَنَا وَ كافِلُ اليَتيمِ فِى الجَنَّةِ هكَذا؛
بهترين خانههاى مسلمانان، خانهاى است كه در آن يتيمى باشد كه به او نيكى مىشود و بدترين خانه هاى مسلمانان خانهاى است كه در آن يتيمى باشد كه با او بدى مىشود، من و سرپرست يتيم در بهشت مانند دو انگشت همراهيم.
(نهج الفصاحه، ح 1510)
اِنَّ الخَيرَ وَ الشَّرَّ لا يُعرَفانِ اِلاّ بِالنّاسِ، فَاِذا اَرَدتَ اَن تَعرِفَ الخَيرَ فَاعمَلِ الخَيرَ تَعرِف اَهلَهُ وَ اِذا اَرَدتَ اَن تَعرِفَ الشَّرَّ فَاعمَلِ الشَّرَّ تَعرِف اَهلَهُ؛
خوبى و بدى جز با مردم شناخته نمىشوند. پس اگر مىخواهى خوبى را بشناسى، خوبى كن تا اهل آن را بشناسى و اگر مىخواهى بدى را بشناسى، بدى كن، تا اهلش را بشناسى.
(بحارالأنوار، ج 78، ص 41، ح 26)
جَليسُ الخَيرِ نِعمَةٌ، جَليسُ الشَّرِّ نِقمَةٌ؛
همنشين خوب نعمت و همنشين بد، بلا و مصيبت است.
(غررالحكم، ح4719 و 4720)